بازدیدسرزده استاندارقم ازگلزارشهدای فردو
برچسب ها:
بازدیدسرزده استاندارقم ازگلزارشهدای فردو ،
مقاله: اتحاد و همدلی رمز موفقیت
خداوند تبارك و تعالی رمز موفقیت ما را در وحدت و همدلی چنین تعریف مینماید: به ریسمان محكم الهی چنگ زنید و متفرق نشوید.
ولی امر مسلمین امام خامنه ای نیز دراین دوران بیداری اسلامی امروز نیاز بزرگ کشور را اتحاد وهم دلی می دانند
روستای فردو روستایی كه سابقه درخشانی در انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس دارد، روزهای قشنگی داشت كه به یادماندنی است.
یادش به خیر!
یادتان میآید روزهایی كه از كوچه كوچه روستایمان بوی یك دلی و یك رنگی به مشام میرسید. روزهایی كه نیاز تمام كرسیهای گرم خانههای ما تكه چوب یا بوتهای و بخاری بعضی منازل یك استكان نفت بیشتر نبود. همان روزهایی كه حتی ساعتها در صف همه چیز ماندن، نه تنها وقت مان را تلف نمیكرد بلكه لذتبخش هم بود.روزهایی كه هیچ كس پیدا نمیشد كه بگوید صحبت دفاع و شهید بس است و خستهكننده شده است. روزهایی كه غیرت و دفاع را با برچسبهای خشونتطلبی و... جلوه نمیدادند. روزهایی كه همه آمده بودند برای دفاع از نظام اسلامی و كمتر كسی فكر غنیمت بود. روزهایی كه گمنامی افتخار و شهرت منفور همه كسانی بود كه در این راه قدمی برمیداشتند چه آن هایی كه با نقد جان با خدای خویش معامله میكردند و چه آن هایی كه با قرص نانی كه میپختند مبارزان راه خدا را یاری میكردند.
روزهایی كه واژههای گذشت، ایثار و فداكاری معنی و مفهوم پیدا كرده بودند. به جای مستر و مهندس و... واژههای برادر و خواهر گوشنواز كه نه دل نواز بود.
روزهایی كه هم خدایی شده بودیم، روزهایی كه به شیطان نه گفته بودیم.
یادش بخیر تازه دامادهایی كه حجلهای سرخ به رنگ لاله داشتند اما حیف... حیف كه دودِ نفاق و تفرقه، عطر هم دلیهامان را گرفت و بعضیهامان راه را گم كردیم و در جنگ نرم دشمن به جای تمسك به یاران شهیدمان، در مسیر خلاف حركت آنان قدم برمیداریم و به خاطر وسوسههای شیطان همه چیز را زیر سؤال میبریم.
آن ها از ما خواسته بودند پشتیبان رهبر و ولی امر خویش باشیم و هرچه فریاد داریم برسر شیطان بزرگ و آمریكا بكشیم ولی امروز متأسفانه نقل محفل و مجلس بعضی تخریب و توهین به این ركن ركین نظام اسلامی شده حتی بعضی كسانی كه زخم تركش سلاحهای مرگبار دشمن را بر تن نشانه دارند، آن روزها خط دشمن مشخص، سلاحها معین، نحوه پیشگیری و دفاع، كمین و استتار و اختفا هویدا بود. امروز خط دشمن پنهان سلاحها ناشناخته و بدون صدا و... میباشد. این من و تو هستیم كه پیاده نظام دشمن میشویم. برای تأخیر چند دقیقهای اتوبوس، از همه چیز و همه جا انتقاد میكنیم.
سایه میز و صندلی ریاست آنقدر كریه شده كه شهدا را باید یا در قاپ عكسها یا در گلزارهای شهدا جستوجو كرد. و اگر برنامهای هم به نام آن ها و به كام بعضیها برگزار گردد برای ما خستهكننده و كسلكننده شده است. خیلی راحت میگوییم و مینویسیم كه بس است چقدر از شهدا صحبت میكنید؟ چقدر از این دفاع مقدس تجلیل به عمل میآورید؟!
آری برادر و خواهر من، آن روزها به علت داشتن صفا، صمیمیت و یكدلی زیبا بود نه به خاطر جنگ، بمباران و كشت و كشتار.
شهدای آن جنگ نابرابر را با افتخار بر دوش میكشیدیم و میگفتیم: رفقیان میروند نوبت به نوبت / خوش آن روزی كه نوبت بر من آید و آن شهادتها را تبریك و تهنیت میگفتیم. و مجروحان آن جنگ را عزیز میداشتیم و روی چشم جای میدادیم.
اما كشتههای جنگ نرم منفورند و زخمیهایش و اسرایش مترود.
امروز آن رهبر فرزانه میفرماید: سیاهنمایی نكنید سیاهنمایی كار دشمن است. امید را در دلها زنده كنید. ولی پیاده نظامشدگان دشمن برخلاف منویات آن عزیز در شیپور شیطان میدمند و تلاش و كوشش میكنند كه این نور الهی را خاموش كنند و غافل از آن هستند كه خداوند نور خود را كمال میبخشد و هر كس بخواهد آن را خاموش كند و در این راه مكر و حیله پیشه كند. خداوند او را رسوا میكند و دودش نیز به چشم خود آتش افروز خواهد رفت.
چراغی را كه ایزد بر فروزد هر آن كس پف كند ریشش بسوزد
در بعد زندگی روزمره و مشكلات عدیده ما در روستا هم به یك حكایت بسنده میكنم كه میگویند: روزی یك مرد روحانی از خدا خواست تا بهشت و جهنم را نشان او بدهد.
خداوند او را به سمت دو در هدایت كرد و یكی از آن ها را باز كرد، مرد نگاهی به داخل انداخت درست در وسط اتاق یك میز گرد بزرگ وجود داشت كه روی آن یك ظرف خورش بود، آن قدر بوی خوبی داشت كه دهان او به آب افتاد، افرادی كه دور میز نشسته بودند بسیار لاغر و مردنی و مریضحال بودند، به نظر قحطیزده میآمدند آن ها در دست خود قاشقهایی با دسته بسیار بلند داشتند كه این دستهها به بالای بازوی آن ها وصل شده بود و هر كدام از آن ها به راحتی میتوانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق را پر كنند اما از آن جایی كه این دستهها از بازوهایشان بلندتر بود، نمیتوانستند دست شان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.
مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آن ها غمگین شد. خداوند گفت: تو جهنم را دیدی حال نوبت بهشت است. آن ها به سمت اتاق بعدی رفتند. درب باز شد آن جا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود یك میز گرد با یك ظرف خوش روی آن و افراد دور میز همان وضعیت اتاق قبلی را داشتند همان قاشقهای بلند و... ولی به اندازه كافی قوی و چاق، میگفتند و میخندیدند.
مرد روحانی گفت: خدایا معنایش را نمیفهمم؟! چرا؟!
خداوند پاسخ داد: ساده است فقط احتیاج به یك مهارت دارد میبینی؟ اینها یاد گرفتهاند كه به یك دیگر غذا بدهند در حالی كه آدمهای طمعكار اتاق قبل تنها به خودشان فكر میكنند!
جهنم یعنی خودخواهی و بهشت یعنی كمك به همنوع و دوستی با آن ها!
بیایید به جای بیتوجهی به یك دیگر و تضییع حق دیگران برای كامیابی بیشتر با تعاون و هم كاری روستای آباد، شهر زیبا و كشوری سربلند داشته باشیم.
انشاءالله مدیر مسئول
برچسب ها:
مقاله: اتحاد و همدلی رمز موفقیت ،
مزرعه وسف فردو
دهکده محققین یا دهکده مفرحین؟!
مزرعه وسف vesf فردو در 15 کیلومتری ضلع جنوبی روستای فردو قرار دارد این مزرعه در زمان طاغوت متعلق به مهندس اویسی فرزند ارتشبد اویسی بوده که هم اکنون در اختیار دفتر تبلیغات اسلامی می باشد این مزرعه دارای حدود 70 هکتار باغ می باشد که محصول عمده آن گیلاس سیب، گردو و فندق است.
جهت اطلاع شما خوانندگان محترم برای آشنایی با این مزرعه که دارای قدمت زیادی نیز می باشد به سراغ تعدادی از اهالی روستای فردو رفتیم که مشروح مصاحبه آنان به شرح زیر ارائه می گردد.
حاج حسینقلی عبداللهی هستم از قدیم در این مزرعه ی روستای فردو بودم تعدادی گوسفند داشتم در آ ن جا نگهداری می کردم این مزرعه دارای دو قسمت است به نام وسف vesf و وروی varvi
در مورد مالکیت این مزرعه چه اطلاعاتی دارید؟
این مزرعه همان طور که گفتم دو قسمت است وسف از قدیم الایام متعلق به خانواده اویسی بود و وروی مال شوهر خاله مهندس یعنی علی پاشا خان صالح بود و عده زیادی از فردویی ها در این مزرعه کار می کردند مثل شکارچی ها و زمانی که مهندس روی کار آمد آن قسمت که مال خانواده خودشان بود را تصاحب شد اما چه طوری نمی دانم ولی همه اش را صاحب شد. قسمتی هم مال میرزا ابراهیم خان اویسی بود تصاحب شد.
اما وروی که مال شوهرخاله اش بود را به شکل مرموزی خریدیعنی با آزار و اذیت آن ها مثل آتش زدن کندوی زنبور و دزدیدن گاو و گوسفند آن ها که این کارها توسط مزدورانی انجام می شد به گفته خودش به مبلغی حدود یک میلیون و هفتصد هزار تومان در سال های قبل از انقلاب خریداری می کند این علی پاشا خان برادر دکتر مخصوص محمدرضا شاه بود و آدم های ضعیفی نبودند بالاخره معامله کردند و صاحب کل این مزرعه مهندس اویسی شد و یک مقداری هم از زنجیران مال حاج عباس شکارچی بود که قباله آن را هم از ایشان می گیرد می گویند: مهندس به او می گوید: چه مقدار از این مزرعه مال شماست ، قباله اش را بیاور ببینم او می برد مهندس می گوید:چند می فروشی؟ حاج عباس تعارف می کند و می گوید :قابلی ندارد و او هم قباله اش را می گیرد. ظاهراً بعد از انقلاب ادعا می کند که این جا را با زور از من گرفته و از بنیاد مستضعفان مبلغی را دریافت می کند. مهندس اویسی پس از تصاحب کامل این منطقه که آن روزها بیشتر محل کشت و کار و دارای محصولات زراعی بود، آن را تبدیل به باغ های سیب و گیلاس کرد و چون بودن گوسفند در این منطقه دیگر با بدون باغ های نوپا سازگار نبود شروع به بیرون کردن افراد از این منطقه کرد، از جمله من را هم بیرون کرد.
آیا مهندس اویسی برای ایجاد این باغ ها از فردویی ها هم استفاده می کرد؟
مهندس تعدادی مباشر داشت و پاسگاه ژاندارمری هم کاملا با خدم و خشم آن در اختیارش بود مهندس از مردم فردو بی گاری می کشید و هرکسی می بایست یکی دو روز را مجانی در مزرعه کار می کرد و اگر کسی نمی رفت با زور او را می بردند و یا او را با تهدید و گاهی کتک زدن مجبور به کار در این مزرعه می کردند. اکثر رعیت های او هم فردویی بودند.
ـ حاج رئیس علی اکبر شکارچی همه کاره وسف بود که با بچه هایش خیلی در این مزرعه زحمت کشیدند همه آن ها را با زور از وسف بدون این که به آن ها حق و حقوقی پرداخت کند بیرون کرد و حاج عباس شکارچی را به عنوان رئیس انتخاب کرد.
ـ بعد از انقلاب اسلامی و فرار اویسی از ایران مزرعه چه وضعیتی پیدا کرد؟
در زمان انقلاب همان طور که اقتضای همه انقلاب هاست یک هرج و مرجی در ایران پیش آمد عده ای سوء استفاده کردند و هرچه موجود آن مزرعه بود را مثل فرش و لباس و.... را غارت کردند که این کار توسط افراد فرصت طلب انجام شد. چون داشت مزرعه از بین می رفت و دیگر سر و صاحبی نداشت کمیته فردو آن روزها مثل آشیخ علی رمضانی و حاج حسین شریفی مسئولیت آن را به عهده گرفتند و آن را سر و سامان دادند ، مزرعه مدعیانی هم پیداکرده بود اگر این ها نبودند آن را تکه تکه می کردند مهندس دارای یک گله گوسفند حدود 400 رأسی بود که آن گوسفندها هم گوسفندانی بودند که مهندس از بین گله های دیگران از هر گوسفندی که خوشش آمده بود با زور و تصاحب شده بود، بعد از آن هم رفت زیر نظر استانداری اراک و گمان می کنم اولین کسی که از طرف آن ها برای اداره این مزرعه انتخاب شد حاج حبیب عاطفی بود.
حاج کاظم کوهی از معتمدین روستای فردو و از اعضای شورای اسلامی روستا در زمان پیروزی انقلاب اسلامی می گوید:
این مزرعه از قدیم الایام ملک شخصی خانواده اویسی بود و وروی هم مال علی پاشا خان صالح که شخص بانفوذی در آن زمان بود و شوهرخاله مهندس بود ، مهندس می گفت: به مبلغ یک میلیون و هفتصد هزار تومان از او می خرد، ظاهراً آن ها را تحت فشار گذاشته بود مجبور می کند مزرعه را بفروشد. و یک مقداری هم مال حاج عباس شکارچی از زنجیران بود که قباله اش از او؛با طرفندی می گیرد و او را به عنوان رئیس وسف انتخاب می کند.
مهندس آدم زیرکی بود و روی حساب و کتاب کار می کرد. مزرعه را تبدیل به باغ کرد که حدود هفتاد هکتار داشت. من آن روزها برایش پیوند می زدم و درختان را هرس می کردم از مردم فردو بی گاری می کشید و هرکس می بایست یکی دو روز مجانی در این باغ ها کار می کرد. و گاهی هم این افراد توسط مباشرین او یا توسط خودش با تحریک آن ها آزار و اذیت هم می شدند.
ـ آقای کوهی مهندس اویسی چه روحیه ای داشت؟
مهندس خیلی علاقمند به کار باغ داری و دام داری بود و اگر احساس می کرد کسی قصد دارد از او تمرد کند او را تنبیه می کرد حتی اگر به یک سلام کردن بود و طرف مقابلش قصد داشت به او سلام نکند، یکی دو مرتبه با توجه به این که با ما ادعای رفاقت می کرد مطلبی پیش آمد که بد نیست بگویم حرف هایی زد که من تعجب کردم، یک مرتبه موضوع ازدواج یکی از کارگرها پیش آمد و گفتیم: رفتند قم صیغه ازدواج خواندند و آمدند گفت: مگر آیت الله خمینی نمی گوید :اگر یک چوپان هم بتواند یک صیغه را صحیح بخواند اشکال ندارد حتماً که نباید روحانی باشد. و یک بار دیگر موضوعی را در مورد هویدا می گفت و ناراحت بود گفت: این شاه چوپان آمریکاست. درزمان انقلاب یک نفر از روستاهای پایین آمده بود ، داشت جاسوسی می کرد که یک شخصی می آید شبانه در مسجد و جاهای دیگر روستا اعلامیه نصب می کند مهندس سکوت کرد ،من گفتم: اعلامیه هرکس غیر از خمینی بود پاره کنید دور بریزید ،مهندس گفت: کوهی هم سیاسی است. وقتی دیده بود که رفتنش از ایران حتمی است آمد سراغ ما و شاید دو الی سه ساعت، با من صحبت کرد که کوهی شما مسئولیت نگهداری اموال من و مزرعه را به عهده بگیر می دانم شما هم توان آن را دارید و دل سوز هستید ولی من زیر بار نرفتم و گفتم من نمی رسم باغ و گوسفند و مشکلات خودم را دارم. اگر هفته ای یکی دو روز باشد حرفی ندارم بعد که اوضاع خراب تر شده بود و شهادت سید مصطفی حسینی پیش آمد و او را آوردند در روستا دفن کردند آمده بود وسف زمانی که می خواست برگردد تا مزرعه سله زار آمده بود و جرأت نمی کرد از روستا رد شود فرستاده بود دنبال بعضی از معتمدین روستا که بیایند دنبالش با هم بروند از روستا بیرون و بعد دیگر هم فردو نیامد. یکی از روحانیون از قول شهید سلیمی می گفت: که ما در پاریس بودیم و هر نامه ای برای امام می آمد ما می خواندیم بعد به امام می دادیم. یک نامه از مهندس اویسی آمده بود که خیلی از امام تعریف و تمجید کرده بود و یک خط پایینش نوشته شود مقداری باغ در فلان منطقه قم دارم کسی را برای نگهداری آن بسپارید که از بین نرود.
بعد از فرار آن ها و پیروزی انقلاب مسئولیت نگهداری آن مزارع به چه کسی سپرده شد؟
در دوران انقلاب که همان رعیت هایش حفظش کردند بعد هم که انقلاب پیروز شد از طرف آقای یزدی به کمیته فردو واگذار شد که مسئول کمیته آشیخ علی رمضانی و حاج حسین شریفی و... بودند آقای شریفی مسئولیت نگهداری را به عهده گرفت که در زمستان تعدادی از درختان را خرگوش پوست کنده بود ما یک گروه تحقیق تشکیل دادیم و بررسی کردیم و خدا رحمت کند آقای مردانه را نوشتند که در نگهداری مزرعه قصور شده بعد نامه ای نوشتیم به فرمانداری قم، که متأسفانه دارد این مزرعه را از بین برد. حتی ما حقوق رعیت ها را با فروش مقداری از موجودی های انبار مثل لوبیا ، ماشک و این ها پرداخت کردیم. فرماندار نامه را ارجاع دادند به استانداری اراک و من در آن سرمای اراک رفتم آن جا و تا ساعت 8 شب منتظر استاندار ماندم با آقای...رفیق بودم فرماندار اراک بود اوما را معرفی کرد به آقای قاسمی استاندار اراک که مرد خیلی خوب و دلسوزی بود و ایشان هم گفتند: شما یک نفرراکه قبول دارید و توانایی دارد آن جا را نگهداری کند به ما معرفی کنید ما آمدیم فردو و شور کردیم و حاج حبیب عاطفی را معرفی کردیم حاج حبیب و آقای شریفی رفته بودند اراک و عصر با حکم مسئولیت و یک نیسان نو آمدند فردو.
حاج حبیب عاطفی اولین سرپرست رسمی مزرعه وسف فردو از طرف نظام جمهوری اسلامی در رابطه با چگونگی به کارگیری خودش و اداره مزرعه می گوید:
ما با یک معرفی نامه از شورای فردو رفتیم اراک و با آقای قاسمی ملاقات داشتیم و آن ها ما را معرفی کردند، آمدیم فردو کارها سرو سامان دادیم بعد رفتیم اراک به آقای قاسمی مطرح کردم که اگر بودجه ندهید و ما نتوانیم آب مزرعه را تأمین کنیم من مسئولیتی نخواهم داشت. چون من قبل از انقلاب هم اجاره دار این مزرعه بودم و از حقیقت آن جا خبر داشتم. کارگرها را وضع بیمه و حقوقشان را درست کردیم و بودجه ای را در اختیار ما قرار دادند. من آب دره آبدر را آوردم برای مزرعه وسف و استخر ساختیم و نگذاشتیم درخت ها خشک شوند بعد از مدتی بین استانداری اراک و فرماندار قم که آقای خلیلیان بود اختلاف پیش آمد آن ها می گفتند به این ها چیزی ندهید و آن ها می گفتند به استانداری اراک چیزی ندهید و آن ها را راه ندهید از هر دو طرف نامه گرفتم که هرکدام بر علیه دیگری نوشته بودند. وضع خراب شد حالا نه فرمانداری قم به ما ما بودجه و حق کارگرهارا می داد و نه اراک. این شد که به ما گفتند: خود شما درآمد و هزینه های آن را از مزرعه تأمین کنید. ما هم دفتری داشتیم و کلیه هزینه ها و درآمدها را در آن ثبت می کردیم، هم جمع آوری محصولش را و هم خرج و سفارش را حساب کتاب می کردیم چند سالی بنده آن جا بودم زحمات زیادی کشیدیم برای حفظ باغ ها و نگهداری اموال آن تا این که آقای عباس رنجبر را معرفی کردند و از این زمان دیگر تحول بنیاد جانبازان و مستضعفان شده بود و ما هم با رسیدی از طرفین آن ها ، باغ ها و اموال را تحویل دادیم.
حاج عباس رنجبر استاد معروف قرآن کریم در استان قم از وضعیت مزرعه و چگونگی معرفی و کار در مزرعه وسف می گوید:
ما که معرفی شدیم. برای سرپرستی مزرعه وسف، مزرعه را از آقای حاج حبیب عاطفی تحویل گرفتیم و هنوز سرپرستی اصلی مزرعه در حال نوسان بود گاهی تحول بنیاد شهید تهران می شد گاهی تحویل قم و... در هر صورت ما سامان دهی کردیم کارگرها را بردیم و استخدام کردیم. برای همه کارهای پرونده ای را کامل کردیم. در مزرعه تعدادی استخر ساختیم و تعداد زیادی درخت کاشتیم که امروز هم آن ها به ثمر نشسته اند فردویی ها هم خیلی در این مزرعه زحمت کشیدند چه زمان طاغوت و چه بعد از آن. البته، زمان طاغوت به هیچ وجه آن جا نرفتیم چون ما با این خانواده اویسی ها مشکل داشتیم ، ما را حتی تبعید هم کردند.
بعد موضوع تحویل مزرعه به دفتر تبلیغات اسلامی مطرح شد.
آقای جعفری گیلانی پیگیر بود و می گفت: ما می خواهیم در این جا دهکده محققین ایجاد کنیم. آقای جعفری می گفت: ما می خواستیم برویم چالوس دیدیم خیلی راه دور است و رفت و آمد زمان می برد بعد این جا را انتخاب کردیم. قبلاً هم آمده بودند که از اطراف جانبازان قم به ما گفتند: دیگر این ها را راه ندهید ما هم زنجیر گذاشتیم در بین راه و از ورود افراد متفرقه جلوگیری کردیم. عده ای از فردویی ها جو سازی می کردند که می بایست راه باز باشد و نامه نگاری و شکایت می کردند که ما با جواب منطقی جلو آن ها ایستادیم و اجازه ندادیم هرکسی رفت و آمد کند چون هرج و مرج می شد و همه این زحمات چندسالی به باد می رفت. چون بین باغ و محل تفریح فرق است.
آقای جعفری گیلانی می گفت: ما با رهبری چند مرتبه صحبت کردیم برای این که مزرعه را به ما واگذار کند و آقا قبول نمی کردند تا این که یک طوماری از طرف اهالی فردو نوشته شده بود و امضاء کنندگان تقاضایی داشتد مبنی بر این که چون این مزرعه مال روستای فردوهست و فردویی ها در آن زحمت کشیده اند می بایست از درآمد حاصل آن هزینه روستا شود و کارگرهای فردویی در آن به کارگیری شوند و... در این زمان آقا با توصیه هایی که مهم ترین آن ها این بود:
1. کارگرهای فردویی مزرعه که در آن کار می کنند حفظ شوند و حق آنان تضییع نشودو از کارگرهای فردویی استفاده شود.
2. به روستای فردو رسیدگی بشود و بخشی از درآمد مزرعه هزینه روستا بشود.
3. تجمل گرایی بوجود نیاید و برای امورات تحقیقاتی باشد.
مزرعه را به دفتر تبلیغات اسلامی واگذار کردند.
دفتر تبلیغات اسلامی چه اقداماتی در رابطه با روستا و مزرعه انجام دادند؟
با ورود دفتر تبلیغات اسلامی به این مزرعه با توجه به این که وضع مالی خوبی داشتند اوضاع بهتر شد و جاده بین فردو و مزرعه وسف یعنی از انتهای روستا تا داخل وسف آسفالت شد که کمک خیلی خوبی برای کشاورزان و باغداران منطقه بود.
داخل وسف هم ساختمان های مجللی ساخته شد و تعدادی سوئیت برای بحث محققین وبعد تعدادی استخر ساخته شد که کار بزرگی بود وگرنه همه این مزرعه از بین می رفت. اما این مزرعه به جای این که تبدیل به دهکده محققین شود تبدیل شد به دهکده مفرحین وآن قول ها که داده شده بود هم انجام نشد بعد هم ما باز نشست شدیم
یکی ازاهالی روستا ی فردو می گوید : بعد از این که دفتر تبلیغات مزرعه قدیمی وسف که مال فردویی ها ست را تحویل گرفتند تعداد زیادی از کارگرهای قدیمی بازنشست شدند دیگر از جوان های ما که بی کار ودارای مشکلات عدیده ای هستند استخدام نکردند ،حتی برای کارگری هم از آن ها استفاده نمی کنند،مزرعه به جای آن که برای کارهای تحقیقاتی به کار گرفته شود شده یک محل تفریح وگشت وگذار که آن ها هم فردویی نیستند، این جاده ای هم آسفالت کردند همه اش خراب شده درست نمی کنند ،گمان نمی کنم کمک آن چنانی هم به عمران روستا بکنند، عبور ومرور ماشین های خاص هم موجب شلوغی داخل روستا و ایجادبدبینی می شود ،همان طور که می بینید یواش یواش ادعا می کنند آن ها یک روستای مستقل هستند واصلا این مزرعه مربوط به فردو نمی شود.
انتظارشما از دفترتبلیغات دررابطه با بهبودوضع فرهنگی، اجتماعی واقتصادی روستای شهید پرورفردوچیست ... ادامه دارد.
برچسب ها:
مزرعه وسف فردو ،
نامه ای ازبهشت
بسم الله القاصم الجبارین
به نام خداوند درهم كوبنده ظالمین و ستمگران
فانه من مات منكم علی فراشه و هو علی معرفة حق ربه و حق رسوله و اهل بیته مات شهیداً ووقع اجره علی الله و استوجب ثواب مانوی من صالح عمله و قامت النیة مقام اصلها لسیفه:
هر كه از شما بر خواب گاهش بمیرد در حالی كه به حق خدای خود و رسولش و اهل بیت او شناسا باشد شهید مرده است و پاداشش با خداست و سزاوار اعمال شایسته است كه در اندیشه داشته و این اندیشه همچون شمشیر كشیدن اوست.
سپاس بی كران خداوندی را كه از نعمتهای بی كران خودش برخوردار نمود و ما را چون پدیده از نیستی به هستی آورد و همچنان معجزه آسا بندگانی را كه صالح شدند و به وی ایمان آوردند یاری نمود. درود بیپایان بر پیامآوران رسالت كه ما را به صراط مستقیم هدایت فرمودند و درودبر مهدی ناجی انسانها و نایب بر حقش امام امت بتشكن قهرمان خمینی كبیر كه كشتی نجاتی را كه از خون تغذیه میگردد بر حركت بیپایان تا انقلاب مهدی درآورد و ملتی مظلوم و ستمدیده را از بند استكبار ابر نكبتان جهانی رهایی داد و میدهد و خواهد داد. سلام بر شهیدان گلگون كفن اسلام از كربلا تا ایران كه حتی از خون خویش دریغ نكردند و در راه خدا جهاد كرده و به لقاءالله پیوستند سلام بر ملت غیور و قهرمانپرور و همیشه در صحنه كه به جز خداوند قادر احدی را منظور نكردهاند و پیوسته در حال جهاد با كفر و استكبار جهانی هستند. و سلام و درود ما بر شما ای پیروان و ای امت حزبالله كه به یاری حین زمان شتافتند و در پشت جبههها سنگری محكمتر از سنگرهای ما را انتخاب نمودهاید و ای شمایی كه همواره میتوانید ادامهدهنده راه شهیدان باشید. شما در مرحله اول ایستاده اید و لازم به پیام نیست لیكن كوته پیام رزمندگان اسلام به شما امت حزبالله این است كه باید شما با سلاح جان و قلم همچنان از حیثیت و شرف اسلام و قرآن دفاع نمایید و هر آن این سنگر محكم را مستحكمتر نمایید و با مشت محكم خود چنان بر دهان ابرنكبتان تاریخ و یاوهگویان زمان بكوبید تا زبالهدان تاریخ از جسد نكبتبارشان پر گردد و دیگر چنین فكری بر سرشان راه ندهند كه بر علیه اسلام و مسلمین قد علم نماین شما میتوانید نونهالان و نوجوانان این کشور را طوری ارشاد نمایید كه هر لحظه پایبندتر به انقلاب اسلامی گردند. آیندهای انقلاب شكوهمند را به مرحله تكامل برساند. از این كه گاهی افراد و برادران هم سنگرتان در حضور شما نیستند و یا به لقاالله میپیوندند و یا به خدمتهای دیگری كه جایز اسلام است مشغولند دل سرد نشوید و هم چنان این راه را كه مستقیم در خط امام است ادامه دهید و با تبلیغ و ارشاد خویش حزبالله را روحیه داده و به صحنه بكشانید كه ان حزب الله هم الغالبون.
السلام من علی اتبع الهدی
از طرف تمامی رزمندگان اسلام تقدیم به حزبالله
به خصوص برادران حزبالله و قهرمانپرور فرد و انجمن اسلامی
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار
خدایا خدایا از عمر ما بكاه و به عمر او بیفزا
خدایا خدایا از صحنه روزگار منافقین را بردار
آمین
امضا جمعی از شهدا ورزمندگان فردو (شهید احمدکربلایی،شهید حسن رنجبر ،شهیدهادی مردانه ،شهیدمحمدصاقپور ،شهیداکبرملایی، مرحوم شیخ عباس ابراهیمی، ورزمندگان رسول شاه علی ،محمدرضا ابراهیمییان، آزاده حسین امیری،محمد اویسی ،سردارابوالفضل شکارچی،احمد نظری و....
برچسب ها:
نامه ای ازبهشت ،
فصلنامه شماره12 لاله های فردوس در هفته دفاع مقدس
برچسب ها:
رچسب ها: مطالب متنوع حدیث ولایت ،
نجوا نیایش شهدا ،
جهاداقتصادی درسیره علوی ،
امیر دلاور لشگراسلام حاج حسن براتی ،
سردار شهید جواد احمدیان وحسن احمدیان ،
خاطرات آزادگان سفیران صبر ،
نحوه خاطره نویسی ،
مزرعه وسف فردو ،
مشهداردهال ،
نامه ای از بهشت ،
وصیت نامه معلم حاج اصغر شکرالهی ،
عملیات های تابستانی لشگریان اسلام ،
مهارت های زندگی ،
پیامک های شما ،
گوناگون گل عفاف ،
مقاله مدیر مسئول ،
تصاویر ارسالی شما و...منتشر ،
جنگ نرم ،
هفته دفاع مقدس مبارک باد
کاش می
شد بچه ها را جمع کرد سنگر آن روزها را گرم کرد
کاش می شد باردیگر جبهه
رفت جنگ عشقی کرد وتیری خورد ورفت
کاش می شد کینه ها را دور ریخت با دلی آرام و قلبی شاد رفت کاش می شد باز سربازی نمود تا هویزه فاو تا مرصاد رفت
کاش می شد با اطاعت از ولی تا شهادت تاخدا تاماه رفت
کاش می شد بچه هاراجمع کرد درپی اهداف روح الله رفت
هفته دفاع مقدس بر همه
ایثارگرانی که خالق آن صحنه های زیباوبه یادماندنی بودند یعنی همه مردم ایران
ورزمندگان جهان اسلام مبارک
یاد امام وشهدا دل و می بره
کرب وبلا
برچسب ها:
هفته دفاع مقدس ،
خطبههاى نماز عید سعید فطر امام خامنه ای
خطبههاى نماز عید سعید فطر اول شوال 1432 خطبهى اول بسماللهالرّحمنالرّحیم الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فى الأرضین. عید سعید فطر را به همهى شما برادران و خواهران نمازگزار عزیز و به همهى ملت ایران و به امت بزرگ اسلامى در سراسر جهان تبریك عرض میكنیم. از خداوند متعال مسئلت میكنیم كه در این روز شریف و مبارك، رحمت خود را، تفضل خود را بر همهى برادران و خواهران مسلمان در سراسر جهان ببارد؛ طاعات آنها را، عبادات یكماههى آنها را به احسن وجه از آنها قبول كند و انشاءالله این روز را روز عید واقعىِ امت اسلامى قرار بدهد. در ماه مبارك رمضان، بسیارى از مردمِ موفق و باسعادت توانستند محصول زیادى را بردارند؛ محصولى كه براى دورهى سال آنها، بلكه در مواردى براى سراسر عمر آنها، داراى بركات خواهد بود. عدهاى انس با قرآن پیدا كردند، از معارف قرآنى بهره بردند، تدبر كردند؛ عدهاى انس و مناجات با خدا را در این ماه براى خودشان رویّه و روش قرار دادند و دلهاى خودشان را نورانى كردند. مردم روزه گرفتند؛ با روزه، در نفس خود صفا به وجود آوردند؛ كه همین صفا و صمیمیت و نورانیت، منشأ بركات بسیارى در زندگى فردى و اجتماعى است. این صفاى نفسانى به انسان نیكاندیشى میدهد، تطهیر نفس از حسد و بخل و كبر و شهوت میدهد. صفا در نفس انسان، محیط جامعه را محیط امن و امان روحى و معنوى قرار میدهد؛ دلها را به هم نزدیك میكند؛ مؤمنان را به یكدیگر مهربان میكند؛ ترحم به یكدیگر را در میان جامعهى ایمانى گسترش میدهد. اینها همه محصولات ماه مبارك رمضان است براى مردم موفق و باسعادت. محصول عمدهى دیگر این ماه، تقواست؛ كه فرمود: «لعلّكم تتّقون».(1) «دستى كه عنان خویش گیرد»؛ معناى تقوا این است. عنان دیگران را گاهى درست میتوانیم بگیریم؛ اگر بتوانیم عنان خودمان را بگیریم، خودمان را از چموشى، از وحشیگرى، از عبور از خطوط قرمز الهى باز بداریم، این هنر بزرگى است. تقوا یعنى مراقبت از خود براى حركت در صراط مستقیم الهى؛ یافتن علم و معرفت و بصیرت، و بر اساس علم و معرفت و بصیرت، حركت كردن. خوشبختانه جامعهى ما در ماه رمضان از این افراد باسعادتى كه توانستند این بركات را كسب كنند، بسیار داشت. میشود گفت چهرهى غالب كشور و مردم ما بحمدالله چنین چهرهاى بود. در مجالس گوناگون، در مجالس ذكر و دعا، در مجالس تلاوت قرآن، در شبهاى قدر، در مراسم گوناگون - آنجورى كه ما خبرهایش را دنبال كردیم، تصویرهایش را دیدیم، اطلاع پیدا كردیم - جوانهاى ما، مردان و زنان ما، طبقات مختلف ما، گروههاى مختلف اجتماعى ما، با رویّههاى مختلف، با سلیقههاى مختلف، همه بر سر این سفرهى ضیافت الهى در ماه رمضان جمع شدند و همه بهره بردند. اگر شاعر یك روزى میگفت «دستى كه عنان خویش گیرد / امروز در آستین كس نیست»، اما در زمان ما دستهائى كه عنان خود را بگیرند، كم نیستند. این جامعهى جوان كشور، این مجموعهى نسل باطراوتِ بر روى كار آمدهى كشور، در راهِ درست حركت میكنند، تمرین تقوا میكنند؛ این براى آیندهى این كشور، بلكه آیندهى امت اسلامى مژدهى بزرگى است. آنچه لازم است، این است كه ما این دستاوردها را حفظ كنیم، این محصول را حفظ كنیم؛ نگذاریم صاعقهى گناه، این خرمن ارزشمند محصول را آتش بزند و از بین ببرد. راه خدا را، راه توجه را، راه صفاى نفس را، راه انس با قرآن را، راه باز نگهداشتن رابطهى خود با خدا، درد دل كردن به خدا و گفتن به خدا را به روى خودمان باز نگه داریم. اگر شما با خدا حرف زدید، خدا هم با شما حرف میزند؛ «فاذكرونى اذكركم».(2) پروردگارا! به محمد و آل محمد جامعهى ما را همواره جامعهى قرآنى، جامعهى باصفا، جامعهى اهل محبت و وداد، جامعهى هماهنگ و همدل قرار بده. پروردگارا! این ملت بزرگ را، این جوانان عزیز را به آرزوهاى بلند و آرمانهاى ارزشمندشان برسان؛ آنها را بر دشمنانشان پیروز كن. پروردگارا! قلب مقدس ولىعصر را از ما خشنود بفرما؛ ما را مشمول دعاى آن بزرگوار قرار بده. پروردگارا! روح مطهر امام بزرگوارمان و ارواح طیبهى شهدا را از ما راضى و خشنود بفرما. بسماللهالرّحمنالرّحیم والعصر. انّ الانسان لفى خسر. الّا الّذین ءامنوا و عملوا الصّالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر.(3) خطبهى دوم بسماللهالرّحمنالرّحیم و الحمد لله ربّ العالمین نحمده و نستعینه و نستغفره و نتوكّل علیه و نصلّى و نسلّم على حبیبه و نجیبه سیّد خلقه سیّدنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما علىّ امیرالمؤمنین و الصّدّیقة الطّاهرة و الحسن و الحسین سیّدى شباب اهل الجنّة و علىّبنالحسین و محمّدبنعلىّ و جعفربنمحمّد و موسىبنجعفر و علىّبنموسى و محمّدبنعلىّ و علىّبنمحمّد و الحسنبنعلىّ و الخلف القائم المهدىّ حججك على عبادك و امنائك فى بلادك و صلّ على ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین. در خطبهى دوم، یك اشارهاى بكنیم به وضع خودمان و وضع دنیا. اولاً لازم میدانم از ملت شریف و عزیزمان به خاطر حضور ارزشمند و باشكوه در راهپیمائى روز قدس تشكر و تقدیر كنم. من قابل نیستم كه بخواهم از این ملت بزرگ تقدیر یا تشكر كنم؛ صاحب چیزى هم نیستم؛ متعلق به خود مردم است؛ براى خودشان كردند و درست قدم برداشتند. ما لازم است خدا را شكر كنیم، به خاطر این بصیرت عمومى، این همت عمومى، این انگیزهى گستردهى در دلهاى زن و مرد مسلمان. امسال روز قدس، روز بسیار پرشكوهى بود. حوادثى كه در منطقه اتفاق افتاده است، موجب شد برخى ملتهاى مسلمانِ دیگر هم امسال بیش از سالهاى گذشته در این آزمایش بزرگ، در این حركت عظیمِ ضد استكبارى همراهى كنند. امیدواریم خداوند متعال شرّ وجود صهیونیستهاى ظالم و خونخوار را از سر فلسطینیان و از سر منطقه كم و كوتاه كند. همچنین به خاطر حضور معنوى مردم در مراسم ماه رمضان، باز لازم است خداى متعال را سپاسگزار باشیم و شكر كنیم. آنجورى كه گزارش دادند، امسال حضور مردم در مراسم مختلف ماه رمضان، یك حضور بسیار چشمگیر و بسیار گستردهاى در سراسر كشور بوده است؛ كه این هم نشانهى رحمت خداست، نشانهى لطف خداست. هر وقت دیدید توفیقى به شما دست میدهد كه میتوانید یك كار صالح را، یك حسنه را انجام دهید، خدا را شكر كنید؛ چون این نشانهى آن است كه خداى متعال به شما لطف دارد، توجه دارد، به شما توفیق میدهد. آن وقتى كه بىتوفیق میمانیم، باید به خود بلرزیم، بترسیم، به خدا پناه ببریم، مراقب باشیم ببینیم چه گناهى از ما سر زده است كه خدا توفیقش را از ما سلب كرده است. امسال بحمدالله توفیقات الهى گسترده بود. از این فضاى معنوى استفاده كنیم. به ملت عزیزمان بارها عرض كردیم كه امروز ما به چند چیز احتیاج داریم: اول، اتحاد و همدلى میان مردم با یكدیگر، و میان مردم با مسئولین، و میان مسئولین با یكدیگر. این، نیاز بزرگ كشور ماست. امروز دنیا دارد یك بخش مهمى از تاریخ خود را میگذراند. ما باید در این فصل، در این بخش، در این مقطع، خیلى بهوش باشیم، خیلى مراقب باشیم؛ بفهمیم چه كار داریم میكنیم. اگر در بین خودمان كدورتها و بددلىها و بدجنسىها و ناسازگارىها وجود داشته باشد - چه بین آحاد مردم، چه بین مسئولین و مردم، چه بین مسئولین با یكدیگر - نخواهیم توانست به این وظائف بزرگى كه امروز متوجه به ماست، عمل كنیم. این یك توصیهى مهم است، یك ضرورت اصلى است. ضرورت دیگر، احساس كار و تحرك است. همهى كشور، همهى آحاد مردم، همهى مسئولین - كه «كلّكم مسئول»(4) - بایستى تحرك و نشاط كار داشته باشند. باید از خودمان تنبلى و توانى و زمینگیرى را دور كنیم. امروز به كار نیاز هست؛ كار علمى، كار اقتصادى، كار سیاسى، كارهاى بزرگ اجتماعى. هر كسى در هر جا هست، میتواند براى خودش برنامهى كارى را تعریف كند؛ این یكى از ضرورتهاست، كه امیدواریم خداى متعال به همهى ما توفیق بدهد. امسال ما در آخر سال، انتخابات را داریم. انتخابات همیشه در كشور ما تا حدودى یك حادثهى چالشبرانگیز است. اگرچه در مقایسهى با انتخاباتهائى كه در بعضى از كشورهاى دنیا - چه كشورهاى به اصطلاح پیشرفته، و چه بعضى از كشورهاى دیگر - برگزار میشود، كه تویشان چه خباثتها، چه خیانتها، چه درگیرىها، حتّى چه كشت و كشتارها اتفاق مىافتد، بحمدالله این حوادث در كشور ما نیست، اما بالاخره یك چالشى است؛ مردم را متوجه میكند. مراقب باشید این چالش به امنیت كشور صدمه نزند. انتخابات كه مظهر حضور مردم است، مظهر مردمسالارى دینى است، باید پشتوانهى امنیت ما باشد. نباید اجازه داد كه این چیزى كه ذخیرهى امنیت است، پشتوانهى امنیت است، به امنیت ما صدمه وارد كند. دیدید، حس كردید، از نزدیك لمس كردید آن وقتى را كه دشمنان میخواهند از انتخابات علیه امنیت كشور سوء استفاده كنند. باید همه مراقب باشند، همه بهوش باشند. آحاد مردم، مسئولان گوناگون، منبرداران سیاسى، كسانى كه میتوانند با مردم حرف بزنند، همه مراقب باشند، مواظب باشند؛ از انتخابات مانند یك نعمت الهى پاسدارى كنند. البته ما حرفهاى گوناگونى دربارهى انتخابات داریم كه در زمان خود به مردم عرض خواهیم كرد. دنیاى اسلام هم در این ماههاى اخیر، حوادث بزرگى را دارد از سر میگذراند. دنیاى اسلام عظمت حضور مردم در صحنه را به همهى جهانیان و به همهى تاریخ نشان داد. یك بار در سى و دو سال قبل از این، ملت ایران این عظمت را، این اقتدار بزرگ را نشان داد. مردم ما با تنِ خودشان جانها را كف دست گرفتند و در خیابانها وسط میدان آمدند و توانستند تحولى ایجاد كنند كه مسیر تاریخ منطقه را، بلكه به یك معنا مسیر تاریخ جهان را تغییر داد. امروز بار دیگر مردم در صحنه هستند. حضور مردم در صحنه، گرههاى ناگشودنى را، قفلهاى بازنكردنى را باز كرد. كى فكر میكرد عوامل آمریكا و صهیونیسم در منطقه، یكى پس از دیگرى سقوط كنند؟ كى فكر میكرد دستى هست كه بتواند این بتها را بشكند؟ اما این دست، بود. این دست، دست ملتها بود. همه باید به امت اسلامى با این چشم نگاه كنند. امت اسلامى چنین دست مقتدرى دارد؛ آن هم با اتكاء به ذكر الهى، با گفتن تكبیر، با گفتن نام خدا و آوردن یاد خدا، این نشاط و اقتدار را پیدا كردند و این كار را كردند؛ كار عظیمى است. البته مسائل به اینجا تمام نشده است و تمام نمیشود؛ این شروع است، این آغاز یك راه طولانى است. ملتها باید هوشیار باشند. ما همین تجربه را داریم. بعد از آنكه صحنهى انقلاب، با آن عظمت و شكوه، از حالت انقلابىِ خودش خارج شد و حكومت و دولتى بر سر كار آمد، فوراً راه افتادند، براى اینكه بیایند؛ شاید بتوانند با شیوههاى خودشان و ترفندهاى خودشان امور را قبضه كنند؛ بر روى موج سوار شوند؛ از موقعیتِ پیشآمده باز سوءاستفاده كنند. هوشیارى ملت و رهبرى پیامبرگونهى امام بزرگوار ما نگذاشت. ملتهاى مسلمان، چه در مصر، چه در لیبى، چه در تونس، چه در یمن و چه در بقیهى كشورها، امروز این هوشیارى را احتیاج دارند. باید نگذارند پیروزىهائى كه به دستشان آمده است، به وسیلهى دشمنان مصادره شود. فراموش نكنند؛ آنهائى كه امروز در صحنهى لیبى حضور پیدا كردند و خودشان را صاحب قضیه میدانند، همان كسانى هستند كه تا چند صباح قبل با همان كسانى كه بر ملت لیبى ستم میكردند، مىنشستند و همپیاله میشدند. امروز آنها آمدهاند و میخواهند از موقعیت استفاده كنند؛ ملتها باید هوشیار باشند، بیدار باشند. البته ما از وضع بحرین بسیار نگرانیم. به مردم بحرین جفا میشود، ظلم میشود؛ وعدههائى داده میشود، اما به آن وعدهها عمل نمیشود. ملت بحرین، ملت مظلومى است. البته هر حركتى، هر اقدامى وقتى براى خداست، وقتى عزم و اراده پشت آن هست، این حركت به طور قطع به پیروزى خواهد رسید؛ این در همه جا صادق است، در آنجا هم صادق است. مطلب آخر دربارهى سومالى است. غصهى بزرگى كه امروز بر دل ما سایه افكنده است، غصهى مردم سومالى است. خوشبختانه مردم ما خوب وارد میدان شدند، خوب كمك كردند؛ اما هرچه میتوانید - مسئولین و غیر مسئولین - انشاءالله كمك كنید تا خداى متعال این گرفتارى را هم برطرف كند. پروردگارا! به محمد و آل محمد امت اسلامى را، ملتهاى مسلمان را روزبهروز با عزت و شرفِ بیشتر قرار بده. بسماللهالرّحمنالرّحیم اذا جاء نصرالله و الفتح. و رأیت النّاس یدخلون فى دین الله افواجا. فسبّح بحمد ربّك و استغفره انّه كان توّابا.(5) والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته
برچسب ها:
خطبههاى نماز عید سعید فطر امام خامنه ای ،
سخنان رهبردرجمع مسوولین نظام
برچسب ها:
سخنان رهبردرجمع مسوولین نظام ،
روستایی که کسی در آن سیگار نمی کشد
برچسب ها:
روستایی که کسی در آن سیگار نمی کشد ،
ماه رمضان
برچسب ها:
فضایل كلی ماه رمضان در بین ماه های سال قمری ،
ماه رمضان ماه خدا
سفری از خود من تا به خودم ، مدتی هست نگاهم
به تماشای خداست و امیدم به خداوندی اوست
فرا رسیدن ماه رمضان ، ماه بارش باران رحمت الهی مبارک
رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا
مستعد سفر شهر خدا کرد مرا
از گلستان کرم طرفه نسیمی بوزید
که سراپای پر از عطر و صفا کرد مرا . . .
سوم شعبان میلاد سالار شهیدان مبارک باد

روز سوم شعبان سال چهارم هجرى، در بیت عصمت و طهارت نوزادى متولد شد كه ولادتش قلبها را مسرور و دیده ها را گریان ساخت. كودك را نزد رسول خدا (ص) آوردند. پیامبر گرامى در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و او را (حسین) نامید. جبرئیل و فرشتگان آسمانها براى تهنیت و شادباش به محضر رسول خدا (ص) نازل می شدند و تولد این نوزاد را تبریك می گفتند ولی آنان حامل پیام دیگرى نیز بودند، خبرى كه رسول خدا (ص) را بشدت متأثر كرد و اشك از دیدگانش جارى شد: (این كودك را امت تو به قتل می رسانند!).
به درستی كه شباهت امام حسین علیه السلام به رسول خدا فقط در صورت نبود بلكه در سیرت نیز آن امام بزرگ جلوه گاه سیره رسول خدا بود و آن سرور كائنات در این باره فرمود: شجاعت و سخاوتم را به حسین بخشیدم.
امام حسین (علیه السلام) یك ساله بود كه فرشتگان بسیارى بر نبى مكرم اسلام نازل شدند و عرض كردند: (یا محمد! همان ستمى كه از قابیل بر هابیل وارد شد، بر فرزندت (حسین) وارد می شود و همان اجرى كه به هابیل داده شد، به حسین داده می شود و عذاب كنندگانش همچون عذاب قابیل معذب خواهند بود) از این رو، رسول خدا (ص) می فرمود: (خداوندا! هر كس حسین مرا ذلیل می كند، خوار و ذلیلش كن و هر كه حسینم را می كشد، او را كامروا قرار مده!".
رسول خدا (ص) به طرق مختلف، مراتب فضیلت و منزلت فرزند خود، حسین (علیه السلام) را به امت گوشزد می فرمودند. گاه به زبانى فراگیر، تمامى اهل بیت را میستود و گاه درباره امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) سخنانى بیان می فرمودند و گاه در خصوص امام حسین (علیه السلام) اشاره نموده، مقامش را یادآور می شدند تا حجت بر همگان تمام شود و حق از باطل مشخص گردد، گاهى نیز در مقابل چشمان مردم، گلوى حسین و دهان او را می بوسیدند و یا زمانى كه در سجده نماز بودند و سنگینى حسین را بر دوش خود احساس می كردند، به احترامش سجده را طول می دادند تا جایى كه نمازگزاران گمان میكردند وحى الهى نازل شده است. آرى كسانى كه پس از این، در سال 61 هجرى، خون حسین (علیه السلام) را به گردن گرفتند، در زمان طفولیت آن حضرت، چه بسا كودكان و یا جوانانى بودند كه سخنان پیامبر (ص) را نمی شنیدند و یا با بی اهمیتى گوش می كردند و ممكن بود از یادشان محو شود ولى آنچه با چشم دیده میشود، در دلها می ماند.
امام حسین همچنان رشد میكرد تا زمان رحلت جد گرامیش، رسول خدا، محمد مصطفى (ص) فرا رسید و پس از آن، پدر را خانه نشین و مادر را از دست رفته و برادر عزیزش را مسموم دید در این حال، بنا به امر الهى، بار امامت را بر دوش گرفت تا چراغى در تاریكی هاى جهالت و پرچمى در مسیر هدایت باشد. امامت آن حضرت، مقارن با باقیمانده ایام خلافت (معاویه بن ابى سفیان) بود.
برچسب ها:
میلاد سالار شهیدان امام حسین ،
پیام تسلیت
پیچک انحراف
بسم الله الرحمن الرحیم
طلوع خورشید 22 بهمن ، طلوع تفکر خدا محورانه و حاکمیت قانون خدا بر تمام شئونات بشریت خسته از مکتب الحادی والتقاطی و حکومت های خود کامه و مستبد بود .
طلوعی که ناقوس مرگ دو قطب سوسیالیزم و لیبرالیسم را به صدا در آورد و بنیانگذار حرکتی نو با پیشینه ای گران سنگ شد و آن ها را برای درهم شکستن اراده یک انقلاب پویا و مردمی به توافق رساند . توطئه های مختلف شرق و غرب هرگز نتوانست امام راحل ( ره ) را در مبارزه با کفر و شرک و الحاد باز دارد و شک و تردیدی را در دل راست قامتانی اندازد که ایستاده به استقبال شهادت می رفتند و با انگشت اشاره ،خدا را در عصر توحش مدرن فریاد می زدند . خوف امام راحل ( ره ) برای سرنوشت انقلاب و امتش که به تعبیر شهید بهشتی به کمال نترسیدن از مرگ دست یازیده بودند . تنها خوف از پیچیکی بود که در روزهای آغازین شروع نهضت ، به نام انقلاب و روحانیت خود را به درخت تنومند و سبز انقلاب آویخته بود و برای دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده و در تعارض با نهضت روحانیت مزورانه درکنار انقلابیون گام برمی داشت ، پیچکی که مکاتب الخادی والتقاطی آبشخورهای فکری آن به شمار می رود و با هنرمندی خاص خود به این مبانی فکری رنگ وصبغه مذهبی می دهد . این جریان باتمسک به شعارهای انقلابی از زمان شکل گیری تا کنون چنان فضا را فراروی اقشار مختلف مردم خصوصاً قشر جوان مه آلوده کرده است که چهره اسلام ناب محمدی ( ص ) را باحرکت به ظاهر اسلامی خود مشتبه ساخته است. این جریان با مبانی فکری خاص ، چون انفعال ازتعبد ، تعقل گرایی محض ، افراط در نوگرایی ، سردادن شعار های ایده آل و جوان زدگی در عین همکاری و همفکری با ساواک در قبل از انقلاب ، حوزه های علمیه و روحانیت اصیل راتنها مانع دستیابی به اهداف خود یافت . از این رو با طرح قتل تمامی شورای علمی حوزه اصفهان و برخی از علمای قم حرکت خوارج گونه خود را آغاز کرد ، عینیت یافتن تفکر این جریان در قبل از انقلاب تنها موجب ضربه زدن به مرجعیت تشیع و انحراف برخی از جوانان از سیر تعبد و بد بینی نسبت به علما نشد .
بلکه قتل مرحوم شمس آبادی و بهره برداری ساواک از این ماجرا بزرگ ترین ضربه را بر نهضت روحانیت در راستای تضعیف و تحت الشعاع قرار دادن آن وارد ساخت . تفکر انفعالی ،تفکری که مهدی هاشمی ویژگی آن را انگشت نهادن بر نقاط مشترک تمام گروه های معارض با نظام و سازماندهی آنان برای دستیابی به قدرت برمی خواند از مبانی سیاسی این جریان پس از پیروزی انقلاب اسلامی است. وی با بهره گیری از تفکر انفعالی و بیت آقای منتظری ،مبانی انقلاب و نظام مقدس اسلامی و نیز حوزه های علمیه رابابحرانهای بس سهمگین و خطرناک روبروساخت . این جا بود که امام راحل ( ره ) این باغبان انقلاب اسلامی با بصیرتی الهی برآن شد تا درحساسترین مقطع تاریخ انقلاب ، حضور ناوگان های آمریکایی درخلیج فارس و مسئله جنگ ،تبر ابراهیمی خود را به سوی این جریان نشانه گیرد ، و در تعقیب این جریان تا بدآنجا پیش رود که حتی در واپسین روزهای زندگی سراسر نور و حماسه اش مجبور شود برخی شاخه هایی که حاضر به جدا شدن از این پیچک انحراف نبودند رااز پیکر درخت تنومند انقلاب جدا سازد. امام راحل با وصیت به حافظان درخت انقلاب نسبت به تعقیب و قلع و قمع نمودن همه ی آنان ،برخورد مولای متقیان، حیدر کرار را، باخوارج در اذهان تداعی ساخت . هر چند که مهدی هاشمی هم در اعترافاتش از حرکت خود و دوستانش به حرکتی شبیه خوارج یاد کرد . پس از اعدام مهدی هاشمی به دلیل شفاف نشدن شاخصه های این جریان و عقب نشینی تاکتیکی برخی از وابستگان به آن ودر پیش گرفتن سیاست های مقطعی ( سیاست سکوت ، سیاست نفوذ و ... ) این باند تبهکار با رویکردی فرهنگی در قالب های نو ، همان سیاست ها و نگرش های مهدی هاشمی را مزورانه دنبال کرد و به سازماندهی مجدد نیروهای خود پرداخت .
مهدی هاشمی در اعترافات خود ، دلائل انتخاب قهدریجان در استان اصفهان را ، تأسی به حرکت مائو و شروع حرکت از روستا به شهر بر می خواند و به عوامل دیگری چون مرکزیت اصفهان درایران، وجود حوزه علمیه کهن و تضارب و تقاطی آراء موجود در آن ،دانشگاه بزرگ و نیز کارخانه های بزرگ و کارگری بودن منطقه اشاره می کند که زمینه یک حرکت خزنده را برای او هموار ساخته بود . مهدی هاشمی در اعترافی دیگر با اشاره به سخن یکی از هم فکرانش مبنی بر این که « اگر اصفهان سر ما بخورد تهران زکام می شود » به کادر سازی ، چهره سازی و تر میم جریان های انحرافی از این شهر برای سراسرکشور اشاره می کند و از آن به عنوان یکی از عوامل سرمایه گذاری مجدد باند خود پس از انقلاب اسلامی بر می شمارد . با توجه به اعترافات مهدی هاشمی و تلاش این طیف درخط دهی و تعمیم خط تنش به شهر های دیگر ،این جریان بر آن شد با هم آهنگی نیروهی خود در اصفهان و شهرهای هم جوار و چراغ سبزهای برخی افراد نفوذی که با عقب نشینی تاکتیکی هم چنان در بافت نظام باقی مانده بودند باز هم شانس خود را در حرکت ازاین منطقه به دیگر نقاط امتحان کند .و با استفاده از هم سویی باجریان های معارض به نام انقلاب حاکمیت را به دست گیرد . این جا بود که رهبرمعظم انقلاب اسلامی با شناخت کاملی که از این جریان و شگردهای سیاسی و شیطنت های عوام فریبانه این طیف داشتند با پیامی به مردم اصفهان و بیان این نکته که مجال فتنه گری را به آن ها ندهید توطئه را در نطفه خفه کرده و امام راحل ( ره ) به نمایندگان مجلس نسبت به افشای ماهیت این جریان در آینده و اشاره مقام عظمای ولایت به واژه فتنه و شفاف کردن فتنه های این جریان ما رابر آن داشت تا برای یادآوری نامه حضرت امام (ره)به منتظری را باردیگرمنتشر نماییم که برای اهل بصیرت ،بصیرت افزایی وتلنگری باشد برای آنان که پس از فتنه 88توسط سبزهای اموی وحماسه 9دی ملت قهرمان ایران هنوز در تصمیم گیری وبرگشت به راه حق مردد هستند.
برچسب ها:
پیچک انحراف ،
فصلنامه لاله های فردوس شماره 11
برچسب ها:
فصلنامه لاله های فردوس شماره 11 ،
تبلیغات
